الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
17
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
مفردات صريحا همين معنى را انتخاب كرده است . بدون شك قبل از يحيى پيامبران بزرگى بودند حتى بالاتر از او ، ولى هيچ مانعى ندارد كه يحيى ويژگيهايى داشته است مخصوص خودش ، چنان كه بعدا به آن اشاره خواهد شد . اما زكريا كه اسباب ظاهر را براى رسيدن به چنين مطلوبى مساعد نميديد از پيشگاه پروردگار تقاضاى توضيح كرد و « گفت : پروردگارا ! چگونه ممكن است فرزندى نصيب من شود در حالى كه همسر من نازا است و من نيز از نظر سن و سال به حدى رسيدهام كه فرتوت و افتاده شدهام » ( * ( قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَكانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا ) * ) . « عاقر » در اصل از واژه « عقر » به معنى ريشه و اساس يا به معنى « حبس » است ، و اينكه به زنان نازا « عاقر » مىگويند به خاطر آنست كه كار آنها از نظر فرزند به پايان رسيده ، يا اينكه تولد فرزند در آنها محبوس شده است . « عتى » به معناى كسى است كه بر اثر طول زمان ، اندامش خشكيده شده همان حالتى كه در سنين بسيار بالا براى انسان پيدا مىشود . اما به زودى زكريا در پاسخ سؤالش اين پيام را از درگاه خداوند دريافت داشت : « فرمود : مطلب همين گونه است كه پروردگار تو گفته و اين بر من آسان است » ( * ( قالَ كَذلِكَ قالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ ) * ) ( 1 ) اين مساله عجيبى نيست كه از پير مردى همچون تو و همسرى ظاهرا نازا
--> ( 1 ) معروف در ميان مفسران اين است كه جمله « كذلك » در تقدير « الامر كذلك » بوده يعنى مطلب همين گونه است اين احتمال نيز وجود دارد كه « كذلك » با جمله بعد پيوند داشته باشد و مفهومش چنين مىشود اين گونه پروردگار تو گفته است .